تبليغاتX
آرتمیز

آرتمیز

آلونک اندیشه

ایران
نویسنده : روجا - ساعت 10:11 بعد از ظهر روز 88/04/03
 
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره اي در هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکيد، البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد

ديو سياه دربند، آسان رهيد و بگريخت
رستم در اين هياهو، گرز گران ندارد

روز وداع خورشيد، زاينده رود خشکيد
زيرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد

بر نام پارس دريا، نامي دگر نهادند
گويي که آرش ما، تير و کمان ندارد

درياي مازني ها، بر کام ديگران شد
نادر، ز خاک برخيز، ميهن جوان ندارد

دارا کجاي کاري، دزدان سرزمينت
بر بيستون نويسند، دارا جهان ندارد

آييم به دادخواهي، فريادمان بلند است
اما چه سود، اينجا نوشيروان ندارد

سرخ و سپيد و سبز است اين بيرق کياني
اما صد آه و افسوس، شير ژيان ندارد

کو آن حکيم طوسي، شهنامه اي سرايد
شايد که شاعر ما ديگر بيان ندارد

هرگز نخواب کوروش، اي مهر آريايي
بي نام تو، وطن نيز نام و نشان ندارد

 
 
به سلامتی تو
نویسنده : روجا - ساعت 7:33 بعد از ظهر روز 88/01/25
 

به سلامتیِ ديوار
نه به خاطرِ بلنديش،
واسه اين‌که هيچ‌وقت پشتِ آدم رو خالی نمي‌کنه

به سلامتیِ دريا
نه به خاطرِ بزرگيش،
واسه يک‌رنگيش

به سلامتیِ سايه
که هيچ‌وقت آدم رو تنها نمي‌ذاره

به سلامتیِ پرچم ايران
که
 سه‌رنگه

تخم‌مرغ
 که دورنگه

رفيق
 که يه‌رنگه

به سلامتیِ همه اونايی
که
دوسشون داريم و نمي‌دونن،
دوسمون دارن و نمي‌دونيم

به سلامتیِ نهنگ
که گنده‌لات درياست

به سلامتیِ خيار
نه به خاطر «خ»ش،
فقط به خاطر «يار»ش

به سلامتیِ شلغم
نه به خاطر «شل»ش،
به خاطر
«غم»ش

به سلامتیِ کرم خاکی
نه به خاطر کرم‌بودنش،
به خاطر خاکی‌بودنش

به سلامتیِ پل عابر پياده
! که هم مردا از روش رد مي‌شن هم نامردا

به سلامتيِ برف
که هم روش سفيده هم توش

به سلامتيِ رودخونه
که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچيکو دارن

می‌خوريم به سلامتيِ گاو
که نمي‌گه من،
مي‌گه ما

به سلامتيِ دريا
که ماهی گنديده‌هاشو دور نمی‌ريزه

می‌خوريم به سلامتیِ اون
که
هميشه راستشو مي‌گه

به سلامتیِ بيل
که هرچه ‌قدر بره تو خاک،
بازم برّاق‌تر می‌شه

به سلامتیِ دريا
که قربونياشو پس مي‌آره

به سلامتیِ تابلوی ورود ممنوع
که يه‌تنه يه اتوبان رو حريفه

به سلامتیِ عقرب
که به خاری تن نمی‌ده

( عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتيشه با نيشش خودش
مي‌کُشه که کسی ناله هاشو نشنوه)

به سلامتیِ سرنوشت
که نمي‌شه اونو از سر نوشت



 
 
جهارشنبه سوری
نویسنده : روجا - ساعت 1:45 بعد از ظهر روز 87/12/26
 


چهارشنبه سوری بر شما مبارک.


 
 
رقص آرام
نویسنده : روجا - ساعت 10:59 قبل از ظهر روز 87/12/06
 
این شعر را این دختربسیار جوان در حالی که آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کند در بیمارستان نیویورک نگاشته است

و آنرا یکی از پزشکان بیمارستان فرستاده است.


SLOW DANCE
رقص آرام
Have you ever
watched kids


آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید


On a merry-go-round?

در حالیکه به بازی "چرخ چرخ" مشغولند؟


Or listened to
the rain


و یا به صدای باران گوش فرا داده اید،


Slapping on the ground?


آن زمان که قطراتش به زمین برخورد می کند؟


Ever followed a
butterfly's erratic flight?


تا بحال بدنبال پروانه ای دویده اید، آن زمان که نامنظم و بی هدف به چپ و راست پرواز می کند؟


Or gazed at the sun into the fading
night?


یا به خورشید رنگ پریده خیره گشته اید، آن زمان که در مغرب فرو می رود؟


You better slow down.


کمی آرام تر حرکت کنید

Don't dance so
fast.


اینقدر تند و سریع به رقص درنیایید
Time is short.


زمان کوتاه است
The music won't
last


موسیقی بزودی پایان خواهد یافت

Do you run through each day

On the
fly?


آیا روزها را شتابان پشت سر می گذارید؟
When you ask How are you?
آنگاه که از کسی می پرسید حالت چطور است،
Do you hear the
reply?


آیا پاسخ سوال خود را می شنوید؟
When the day is done
هنگامی که روز به پایان می رسد
Do you lie in your
bed


آیا در رختخواب خود دراز می کشید
With the next hundred chores
و اجازه می دهید که صدها کار ناتمام بیهوده و روزمره 
Running through
your head?


در کله شما رژه روند؟
You'd better slow down
سرعت خود را کم کنید. کم تر شتاب کنید.
Don't dance so
fast.


اینقدر تند و سریع به رقص در نیایید.
Time is short.
زمان کوتاه است.


The music won't
last.
موسیقی دیری نخواهد پائید
Ever told your child,
آیا تا بحال به کودک خود گفته اید،


We'll do it
tomorrow?
"فردا این کار را خواهیم کرد"


And in your haste,و آنچنان شتابان بوده اید
Not see
his


که نتوانید غم او را در چشمانش ببینید؟
sorrow?

Ever lost touch,
تا بحال آیا بدون تاثری
Let a good
friendship die


اجازه داده اید دوستی ای به پایان رسد،
Cause you never had time
فقط بدان سبب که هرگز وقت کافی ندارید؟

or call
and say,'Hi'
آیا هرگز به کسی تلفن زده اید فقط به این خاطر که به او بگویید: دوست من، سلام؟
You'd better slow down.
حال کمی سرعت خود را کم کنید. کمتر شتاب کنید.
Don't dance
so fast.
اینقدر تند وسریع به رقص درنیایید.
Time is short.
زمان کوتاه است.
The music won't last.
موسیقی دیری نخواهد پایید.   

When you run so fast to get somewhere
آن زمان که برای رسیدن به مکانی چنان شتابان می دوید،
You
miss half the fun of getting there.
نیمی از لذت راه را بر خود حرام می کنید.
When you worry and hurry
through your day,
آنگاه که روز خود را با نگرانی و عجله بسر می رسانید،
It is like an unopened
gift....
گویی هدیه ای را ناگشوده به کناری می نهید.
Thrown away.

Life is not a
race.
زندگی که یک مسابقه دو نیست!
Do take it slower
کمی آرام گیرید
Hear the
music
به موسیقی گوش بسپارید،
Before the song is over.
  

  پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد. 

 
 
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات