تبليغاتX
آرتمیز

آرتمیز

آلونک اندیشه

نویسنده : روجا - ساعت 9:12 بعد از ظهر روز 86/05/30
 
امروز نتایج کارشناسی ارشد  اومد رشته و دانشگاهیی که مد نظرم بود قبول شدم  .

رسیدن به هدف زیباست هر چقدر مسیر سختی باشه


 
 
نویسنده : روجا - ساعت 6:35 بعد از ظهر روز 86/05/26
 

زنان نویسنده و شاعر( قسمت اول )

 

شاید اگر بخواهیم نام و زندگی تمام زنان شاعر و نویسنده را بنویسیم از عدد میلیون رد شود دراینجا به زنان مؤثر در پیشبرد شعر وادب و زنان پیشرو اکتفا شده است  امیدوارم دوستان لطف فرموده و این لیست کامل کنند.

 

آتوسا مادرخشایار شاه که نخستین زن شاعر و ادیب ایران بود و از مشوقین آموزش و پرورش در عهد خود به شمار می رفت.

 

ملافضه کتاب, " کشف الغطا " را نوشت. وی زنی عالم , فاضل و ادیب و خوشنویس بود . او سرپرستی تدریس اصول وفقه و حدیث را بر عهده داشت و بعضی از علما کتاب قوانین میرزای قمی را نزد او خواندند. گفته اند که وی از راه استنساخ کتب امرار معاش می کرد.

 

افرابن اولین نویسنده  زنی است که نویسندگی را حرفه و شغل خود قرار داد.

 

رقیه قزداری  شاعر ایرانی که بنا به روایتی درسال 95 و به روایتی دیگر در سال 99 ق. در بصره به دنیا آمد و درخانواده ای تهیدست رشد یافت, رابعه به شعر و ادب فارسی و عربی مسلط بود و به هر دو زبان شعرمی گفت. سال وفات رابعه به سه قول 135 یا 180 یا 185 ش. گفته شده است.

 

مهستی گنجوی در سال 559 ش. وفات یافت نام اصلی او منیژه بود و در سال 475 ش متولد شد. وی علاوه بر آن که شعر می گفت چنگ نیز می نواخت . بسیاری او را پیش کسوت زنان شاعر فارسی زبان دانسته اند.

 

فخرالسطنه فروهر از زنان فعال و نویسنده در زمان مشروطیت بود. او دراداره مجله نسوان وطنخواه نقش مؤثری داشت واو را به خاطر چاپ مقاله در روزنامه شفق سرخ محکوم به تبعید کردند, اما دستگاه حکومتی وقت فقط به تبعید بیست روزه او به قم اکتفا کرد.

 

صدیقه دولت آبادی از فعالین جنبش زنان در ایران و نویسنده و روزنامه نگار درسال 1261 ش. به دنیا آمد او سال ها در اروپا تحصیل کرد و مقالات بسیاری نیز درزمینه مسائل زنان دارد و در جهت گسترش آگاهی زنا ن خدمات بسیاری انجام داد وی درسا ل 1340 در گذشت.

 

خانم روشنک نوع دوست در سال 1306 به دینا آمد او نویسنده  و روزنامه نگار بود که مجله " پیک سعادت نسوان " را به چاپ رساند.

 

دکتر مهرانگیز منوچهریان کتاب " انتقاد بر قانون اساسی ایران از نظر حقوق زن " را چاپ کرد وی حقوقدان و درسال 1968 موفق به دریافت جایزه صلح حقوق بشر شد . منوچهریان در حدود 42 کتاب و رساله درزمینه های  روانشناسی , حقوق تطبیقی و اجتماعی درداخل و خارج کشور به چاپ رساند.

 

پرین بانوی دانشمند ایرانی دختر گباد شاه بود که نسخه ای از اوستا را به زبان پهلوی برای مؤیدان هندی رونویسی کرد.

 

دکتر پوران دخت شجیعی دارای دکترا درادبیات فارسی و اولین استاد زن در دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان و از آثارش به کتاب " درباره ی سبک شعر پارسی " می توان اشاره کرد

 

بیجه منجمه از زنان منجم , شاعر و فاضل قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری وی تقویم را به خوبی استخراج می کرد و شعر نیز می سرود.

 

جانان بیگم زنی دارای علم و فضل بود و تفسیری بر قرآن نوشت .

 

خانم سیمین دانشور درسال 1300 به دنیا آمد دارای درجه  دکترا درادبیات فارسی و اولین مجموعه داستانش را در 1327 منتشر کرد . دو کتاب به نام سووشون  و جزیره سرگردانی را منتشر و تعداد زیادی کتاب و مقاله ترجمه کرده است.

 

نصرت امین اصفهانی از زنان فقیه و مجتهده دنیای اسلامی و از اساتید حوزه علمیه اصفهان و از نویسندگاه شهیر ایرانی که درسا ل1366 در گذشت.

 

بدرالملوک بامداد نخستین کتاب خانه داری به سبک جدید را برای زنان و دختران به رشته تحریر در آورد و کتاب روانشناسی تربیت, هدف پرورش زن , تعلیم و تربیت دمکراسی در ایران از دیگر نوشته های ایشان است.

 

گلبدن بیگم در 930 قمری به دنیا آمد متولد خراسان و خاطراتش را با عنوان " همایون نامه " منتشر کرد که نسخه ناقص آن در موزه بریتانیا وجود دارد.

 

ام الفضائل ( علویه هاشمیه اصفهانی ) کتاب " سیرملوک" را به چاپ رساند. از وی کتاب های دیگری هم چون " معاد یا آخرین سیر بشر" به چاپ رسیده است.

 

شاه بیگم ملقب به ضیاء السطنه , دختر فتحعلیشاه که زنی سخنور فرمان نویس و خزانه دار و خطاط کتاب و زیارت نامه های متعدد دارد.

 

هاشمیه خواهر حاجی امین التجار اصفهانی در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و به مقام استادی نائل شد دارای کتب علمی متعددی از جمله کتاب اربعینی در جمع اجتهاد را به رشته تحریر در آورد.

 

ساره خاتون ترجمه و شرح کتاب " عوامل جرجانی " را به نام " شرح عوامل المائه " نوشت.

 

شهناز رشدیه ( آزاد مراعه ای ) به واسطه چاپ مقالاتش دچار مشکلات زیادی از جمله حبس و زندان شد.

 

سرور مهکامه شاعر ایرانی در لاهیجان به دنیا آمد وی بیش از 5000 بیت شعردارد و درسال 1325 در کنگره نویسندگان در شمارهیئت ریسه بود.

 

جهان ملک خاتون شاعری شیرازی و معاصر با حافظ  بود که با حافظ رد و بدل شعری داشت او انجمنی داشت و دانشمندان زمان وی درخانه او گرد می آمدند. نسخه دیوان او درکتابخانه فرانسه موجود است.

 

مهرتاج رخشان (بدرالدجی) سخنرانی و مقالات بسیاری درمورد آزادی زنان به نگارش درآورد او به زبان های انگلیسی , فرانسه و عربی آشنایی کامل داشت و بیش از هزار بیت شعر سروده است. او متولد 1286 تهران می باشد.

 

پروین پیر مارشال غیبی شاعر بود و کتبی نیز تألیف کرده است از جمله کتاب " اسرار تاریه پارس" . وی درسا ل 1282 ش. در شیراز متولد شد.

 

بی بی خانم استرآبادی ( وزیراف) در سال 1313 کتابی به نام " معایب الرجال " را در جواب به رساله " تأدیب نسوان" به دست خط خود به نگارش درآورد.مضمون کتاب درواقع نقدی است بر کتاب " تأدیب نسوان" . شاید بتوان گفت کتاب معایب الرجال اولین نوشته درایران است که یک بانوی روشنفکر ایرانی از نگاه زنانه به نقد اجتماعی می پردازد.

 

افضل وزیری دختر بی بی خانم استرآبادی توانست مدرک " سرتیفکا" دارالمعلمین را بگیرد وی مقالات متعددی در احقاق حقوق زنان در روزنامه های آن زمان مانند شفق سرخ می نوشت.

 

زینب شهده دختر احمد ایبوردی یکی از خطاطان معروف قرن ششم است. وی در سخنوری و شاعری شهره زمان خودش گشت و در سال 574 ق. به سن 80 سالگی در گذشت.

 

نصرت امین اصفهانی د رسال 1265 ش. به دنیا آمد. وی از زنان فقیه و مجتهده دنیای اسلامی و از اساتید حوزه ی علمیه اصفهان و نویسندگان شهیر ایرانی است که درسال 1366 در گذشت.

 

طاهره( طایره) در سال 1278 ق. در تهران متولد شد وی شاعری متبحر بود و در سلسله مقالات خود که در روزنامه ی ایران نو با نام خانم دانشمند به چاپ می رسید از تعدد زوجات و طلاق و آموز ش دختران سخن می گفت.

 

اعظم سپهر خادم روزنامه نگار و نویسنده در سال 1321 به دنیا آمد وی صاحب امتیاز مجله  " پست ایران" بود و چهار سال نیز نماینده زنان روزنامه نگار ایرانی بود .

 

خانم شهلا لاهیجی د رسال 1312 به دنیا آمد نخستین ناشر زن فعال در زمینه چاپ آثار زنان است .  وی نویسنده و مترجم است و مقالات متعدد و کتاب هایی درزمینه مسائل زنان دارد.

 

مهرالنساء ملقب به نورجهان و نورمحل در سال 984 ق . به دنیا آمد وی از زنان کاردان, مدیر, هنرمند و شاعر بود. مهرالنساء ایرانی چندین سال ملکه هندوستان بود. وی سه روز از روزهای هفته را برای رسیدگی به کارهای زنان تعیین می کرد تا به شکایت های آنان رسیدگی کند. حتی یک روز وقتی دختری دوازده ساله که قرار بود با شوهر که فوت شده بود سوزاند شود, سراسیمه پیش مهرالنساء پناهنده شد او به معبد هندوها برفت و خواست به جای دختر او را در آتش بسوزانند برای همین آن ها از سوزاندن دختر صرف نظر کردند. ایشان از زنان نامدار ایرانی موفق هستند.

 

منیر مهران(اصفیا) از زنان خبرنگار و نویسنده ورزشی هستند.

 

تاج السطنه درسال 1301 ق. به دنیا آمد. یکی از دختران ناصرالدین شاه بود. او زنی هنرمند و نویسنده ای تجددخواه بود. به آموختن موسیقی , نقاشی , زبان فرانسه  و مطالعات ادبیات, تاریخ و فلسفه پرداخت. وی از مروجان اندیشه آزادی زنان بود خاطراتش را که در سال 1303 شمسی نوشته شامل دورانی است که از بدو تولد شروع و تا جایی از همسرش خاتمه می یابد. ا ین کتاب به سبک رمانی تاریخی به رشته تحریر در آمد.

 

در 15 خرداد 1299 ش. تقی رفعت در مجله ی آزاد یستان با نام مستعار فمینا شعری خطاب به زنان می نویسد او د رمورد آزادی زنان و فیمینیست مناقشات قلمی با دکتر رفیع خان امین در روزنامه تجدد داشته است که دراین گفت و گوها به نوعی از یکدیگر انتقاد کرده و به بحث می پرداختند.

 

ربابه الهی دارای شش کتاب هم چون " الجنة و الرضوان" " الهی نامه" به رشته تحریر درآورده و ناشر تمامی کتاب هایش بوده است.

 

طلعت بصاری شاعر و نویسنده درسال 1302 دربابل به دنیا آمد وی چند کتاب در مسائل زنان دارد او در رشته زبان و ادبیات فارسی دکترا گرفته است.

 

بانوی مجتهده " نصرت امین"  دراصفهان به تحصیل پرداخت و به مراتب علمی والایی رسید  و بالاخره به دریافت اجازه اجتهاد نائل شد. وی عمر خود را یکسره به تأ لیف و تدریس گذراند و تألیفات متعددی همچون " سیر و سلوک در روش اولیاء" مخزن العرفان" و 15 جلد نفسیر کامل قرانی دارد که جملگی به نام " یک بانوی ایرانی" منتشر می شد . او در سال 1362 شمسی در گذشت.

 

فخرآفاق پارسای در سال 1275 شمسی به دنیا آمد و دور از چشم پدرش به مدرسه دوشیزگان وطن می رفت و درس می خواند با وجودی که پدرش تهدید کرده بود که به دنبال تصدیق گرفتن نرود و نگذاشت در امتحانات نهایی شرکت کند, درمنزل فرانسه , فارسی وعربی را به خوبی فرا گرفت بعد از ازدواج و سکونت درمشهد مشغول تدریس شد و مجله" جهان زنان" را منتشر کرد و به سبب مقالاتی که می نوشت ابتدا تهدید و سپس به قم تبعید شد . پارسای دو سال تبعید بود و سپس به عضویت جمعیت نسوان وطنخواه درآمد و فعالیت خود را در راه احقاق حقوق زنان ادامه داد.

 

قدسیه حجازی د رسال 1297 متولد شد. او درمدرسه ترقی که ماهرخ گوهر شناس تأسیس کرده بود با وجود مشکلاتی که از طرف خانواده داشت به تحصیل ادامه داد و از دانشگاه تهران فارغ التحصیل و دکترای خود را در پاریس اخذ کرد وی تألیفاتی همچون بررسی جرائم زن , ازدواج در دین اسلام , زن از نظر قضایی و اجتماعی , بشردرپناه اسلام  دارد. حجازی تسلط کامل به زبان عربی و فرانسه داشت و شرکت حقوقی قدسی و مرکز انتشارات حقوقی قدسی را تأسیس کرد وی در سال 1367 در گذشت.

 

ملکه ایران همسر ظهیر الدوله و دختر ناصرالدین شاه از زنان برجسته آزادیخواه درانقلاب مشروطیت بود. درزمان به توپ بستن مجلس شورای ملی خانه او را نیزغارت و خرا ب کردند.

 

ظهیرالدوله رئیس انجمن اخوت بود که ملکه ایران در جلساتی که این انجمن برگزار می کرد حضور داشت و سخنرانی می کرد. وی دو دختر به نام فروغ الملوک و ملک الملوک داشت. ملکه  ایران شعرهای اجتماعی و میهن پرستانه می سرود.

 

سیمین بهبهانی شاعر معروف ایرانی درسال 1306 درتهران متولد شد و تحصیلات خود را در دانشگاه تهران دررشته قضایی به پایان رساند و سالها به تدریس ادبیات در دبیرستانهای تهران مشغول بود. سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی مدیر روزنامه اقدام و بانو فخرعظمی ارغون است.

 

بدری تندری (فانی) درسال 1285ش. متولد شد. وی بیش از دو هزار بیت شعر دارد و کتابی به نام " مقام زن در جهان " را منتشر کرده است. وی لیسانس ادبیات و زبان فرانسه و عربی بود.

 

زندخت شیرازی د رسال 1288 در شیراز متولد شد او از نوادگان کریم خان زند بود . زندخت نویسنده و شاعری توانا بود . او در42 سالگی درتهران در گذشت.

 

گلبدن بیگم د رسال 930 ق. به دنیا آمد. متولد خراسان بود و فارسی و ترکی را خوب می دانست و خطی خوش داشت وی خاطراتش را با عنوان" همایون نامه" نوشت که نسخه ناقص آن در موزه بریتانیا موجود است.

 

******************************

 

18 مرداد 1376 :

پری سلطان محمدی در گذشت. وی د رسال 1315 به دنیا آمد . در دفتر مرکزی سازمان ملل در زمینه برنامه ریزی با سمت ریاست پرسنل آنجا مشغول به کار بود . برنامه ریزی اجرایی برای زنان را تا سلا 2000 انجام داد.

19 مرداد 1328:

 چاپ مجله ی " فرنگستان" توسط حکیمه رضوانی قدیمی.

 

29 مرداد 1277 :

زینب پاشا و عده ای از زنان به خانه و انبار نظام العالما یکی از مقتدران و محتکران تبریز حمله کردند. آن ها مسلح بودن و درگیری سختی بین زنان به رهبری زینب پاشا و سربازان نظام العلما به وجود آمد که سرانجام انبار انباشته از گندم به تصرف زینب پاشا و زنان دیگر در آمد و بین مردم تقسیم شد.

قرارداد رژی یعنی زمانی که ناصرالدین شاه امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکوی ایران را به انگلیس واگذار کر دشروع شد. زینب پاشا سردسته ی گروهی از زنان تبریز بود که بر علیه ظلم و اچحاف حکومت و محتکران مبارزه کردند. در تبریز اشعار فراوانی از دلاوری های زینب سروده شده است. مردم او را سمبل زنی قهرمان و ظلم ستیز می دانستند .او یک گروه 7 نفره زنان را رهبری می کرد و در همه جا علیه ظالمین می جنگید. هفت یار  او " فاطمه نساء" " سلطان بیگم" " ماه شرف" " جانی بیگم" " خیرالنسا" " ماه بیگم" " شاه بیگم" بودند.

                          به امید بهبودی کامل خانم سیمین دانشور


 
 
آن سوی دیوار جاده ای است
نویسنده : روجا - ساعت 1:4 قبل از ظهر روز 86/05/25
 

آن سوی دیوار جاده‌ای است!

بخشی از دیالوگ‌های گلتن در نمایشنامه‌ی "پرده‌خانه" از بهرام بیضایی:

گلتن : بگذار همه‌ با ‌آنچه می‌گذرد روبه‌رو شویم
باید جهانی را دریابم که مادرم تجربه کرد.
بدانم این سرنوشت که دارم چگونه به من رسید.
می‌خواهم جهانی را تنفس کنم که در آن
چهار فصل را رایگان به تو می‌بخشند
جهانی که شادی‌اش را از اندوه مطربان دارد.
می‌خواهم برای فرزندی که شاید روزی به دنیا بیاورم کاری بکنم
فرزندی می‌خواهم نه ستمگر باشد نه ستمکش
فرزندی که در برابر هر گریه‌ای که سر می‌دهد ده بار می‌خندد.
...
برویم دنیا ستم او را تاب آورد
رهایی ما از ستم را آیا طاقت می‌آورد؟
شما کوچک‌تنان، اگر روح‌بزرگ دارید
در این قفس زندانی‌اش نکنید.
و شما خواجگان
اگر روزی به راستی مرد بوده‌اید در راه شوید
و شما خانم‌ها اگر به فهرستی از جیره‌خواران که درآیند
راضی نیستید، راه به روی‌تان باز است
زودتر صندل زندگیت را بخر
ما را بیرون ببر از این در!
و شما که این جا با تردید خویش می‌مانید
سپارشنامه‌ای را بخوانید که می‌گوید:
با مرگ او زنان و بندگان‌ش گردن زده می‌شوند
[پاره می‌کند] هر کس خواست بماند
آن که نخواست بگریزد.
آن سوی دیوار جاده‌ای است
حتا اگر شب باشد.

 
 
نقش زنان در داستان سیاوش
نویسنده : روجا - ساعت 2:1 بعد از ظهر روز 86/05/18
 

نقش  زنان در داستان سیاوش

از میان 300 زنی که فردوسی درشرایط متفاوت به آنها پرداخته تنها " سودابه" دارای نشانه هایی از جهی وارگی است و باقی زنان , اگر چه گاه نقشی منفعل و غیر فعال دارند, همواره دارای صفاتی همچون شرمگینی , زیبایی و خوش منش اند. مهم ترین کارکرد و ظیفه زنان درشاهنامه به " دنیا آوردن فرزندان پسری " است که درتعیین مسیر حرکت حماسه بسیار موثرند همچون:

" رودابه" که رستم را به دنیا می آورد و" کتایون" که اسفندیار را.

اما درکنار اینان هستند زنانی که نقشی فعال وتعیین کننده درپیشبرد داستان های شاهنامه دارند. مانند " سیند خت", همسرمهرا ب کابلی, آن قدر در ماجرای ازدواج دخترش رودابه فعال است که به تنهایی با سام به مذاکره می پردازد یا " گرد آفرید" که مردانه به میدان می تازد و درسی عبرت انگیز به سهراب می دهد.

درداستان سیاوش ظهور وحضور پنج زن دیده می شود که هرکدام به نوعی گوشه ای از سرنوشت اندوهبار او را رقم می زنند. این زنا ن :

"مادر سیاوش ", " سودابه ", "جریره", " فرنگیس" و " گلشهر" هستند.

مادر سیاوش

    مادر سیاوش در شاهنامه حضوری بسیار کمرنگ اما موثر دارد و گیووتوس, پهلوانان کاووس, به طور اتفاقی این دختر زیبا را می یابند. آنان که از زیبایی وی به شگفت آمده اند, از نژادش می پرسند و او خود را خویش گرسیوز معرفی می کند. میان پهاوانان برسر به دست آوردن دختر اختلاف می افتد وآنان تصمیم می گیرند داوری نهایی را به شاه بسپارند اما کاووس نیز با دیدن دختر درصدد تصا حب او بر می آید:

         بدو گفت روی  و موی و نژاد

         همی خواستی داد هرسه به باد

        به مشکوی زرین کنم شاید ت

       سر ماهرویان کنم بایدت

ودختر در اتنخاب را ه بیراهه نمی رود و از میان بزرگان و پهلوانان شاه را بر می گزیند:

        چنین داد پاسخ که دیدم تو را

        زگردن گشان بر گزیدم تو را

بت زیبا رو به حرمسرای کاووس می رود و دیری نمی گذرد که کودکی زیبا به دنیا می آورد که نامش را سیاوش می نهند. درا بیات شاهنامه دیگری از این زن حرفی به زبان نمی آید گویی رسالت او تنها بارگرفتن ازشاه و به دنیا آوردن سیاوش آرمانی ترین و مقدس ترین شخصیت شاهنامه بوده است سیاوش که خود مظهر مهربانی وعدالت است نیز هیچ گاه از این مادر گمنام سخنی به میان نمی آورد.

سودابه:

به نظر دکتر خالقی, "سودابه" و "مادرسیاوش" هویتی مشترک دارند و در واقع یکی هستند . با پذیرفتن این نکته که در دوران بیش از اسلام, ازدواج با محارم امری پذیرفتنی و طبیعی بوده است, می توان " مادر سیاوش" را همان" سودابه "دانست که با دیدن فرزند جوان  و زیبای خود به او دل می سپارد و با امتناع سیاوش , که به شاه و نگه داشتن حرمت او پا یبند است. مواجه می گردد. در شاهنامه از میان زنان متعددی که از آن ها نام برده می شود تنها شخصیت "سودابه" منفی و درخور سرزنش معرفی می گردد زیرا او منشا فاجعه مرگ سیاوش است. " سودابه " عاشق پادشاهی است نه پادشاه, پس کاووس فرتوت و سبکسر و بی خرد نمی تواند همسر دلخواه او باشد؛ لذا آمادگی روانی و زندگی و در دربارشاه مقدمه ای است برای دلباختگی او به سیاوش:

 برآمد برا ین نیز یک روزگار

چنان بد که سودابه ی پرنگار

زناگاه روی سیاوش بدید

براندیشه گشت و دلش بر دمید

پس "سودابه " بزمی خوش می آراید, جامه ای زربفت و خوش نگاربرتن می کند وتاجی زرین بر سرمی نهد وبرتخت می نشیند وسیاوش را به محلس خود فرا می خواند و به بهانه عشقی مادرانه, او را تنگ درآغوش می گیرد و براو بوسه می زند.

نگه کرد سودابه خیره بماند

به اند یشه افسون فراوان بخواند

که گر او نیامد به فرمان من

 روا دارم ار بگسلد جان من

بد و نیک و هرچاره کاندر جهان

کنند آشکارا و اندرنهان

بسازم گر او سر بپیچد زمن

کنم زو فغان بر سر انجمن

 

 

  سرانجام "سودابه" تمنای دل  پرگناه خویش را آشکارا با سیاوش درمیان می نهد واورااز فرجام ناخجسته کاربیم می دهد. اما سیاوش , در نهایت پارسایی و خویشتن داری , از خیا نت به پدر سر باز می زند.

آتش انتقام در دل سودابه زبانه می کشد.

 

  بدو گفت من راز دل پیش تو

بگفتم نهان ازبداندیش تو

مرا خیره خواهی که رسوا کنی

به پیش خردمند رعنا کنی

بزد دست و جامه بدرید پاک

 به ناخن دو رخ را همی کرد چاک

 برآمد خروش از شبستان اوی

فغانش به ایوان برآمد به کوی

کاووس وقتی این صحنه سازی های " سودابه" را می بیند, کارآگاهان را به چاره جویی فرا می خواند و برآن می شود تا با گذر دادن " سودابه" از میان دو کوه آتش , گنهکار را بیازماید ولی "سودابه" همچنان از سر بد کنشی و انتقام جویی خواستار گذشتن سیاوش از آ تش می شود . گذشتن سیاوش از آتش , گناه " سودابه" را آشکار می کند, از این رو , " سودابه " برای رهایی از کیفر سنگینی که پیش رو دارد, درگفت و گو با کاووس نجات سیاوش از آتش را نتیجه افسون زال می شمارد.

به سزای این همه نیرنگ و نابکاری که سرانجام به آوارگی و کشته شدن سیاوش و جنگ بزرگ ایران و توران می انجامد, رستم جهان پهلوان, کینه خواه با بارگاه کاووس می تازد و" سودابه" را موی کشان از تخت شاه بانویی به تخته انتقام می افکند و با خنجر اورا از وسط به دو نیم می کند .

مضمون زنی که اسیر عشق پسر خوانده ی خود می گردد تازه نیست و در ادبیات مذهبی, ایرانی و غربی با روا یت های کم و بیش یکسان آمده است.

{"زلیخا", "سودابه "و "فدر" هرسه زنانی متمول و متشخص اند که دل به پسر خوانده خود می بندند و عاقبت رسوا می شوند.}

با مطالعه ی سرگذشت هریک از این زنان به راحتی می توان دریافت که "سودابه" از همه حیله گرتر و مکارتر است و در حیله گری های خود تا آنجا پیش رفته که برخی او را جزو دیوان و دروجان به شمار آورده اند.

در شاهنامه ی فردوسی با دو "سودابه" ی کاملأ متفاوت روبه رو هستیم , یکی دخت شاه هاماوران که باهوش , صاحب نظر, فداکار و شجاع است و برای همسرش به پدر, وطن و آزادی اش پشت پا می زند و مرگ و اسارت را به جان می خرد تاغمگسار همسرش شود, و دیگری"سودابه " پلید, خود کامه و شهوت ران , و در شاهنامه و در افکار عامه بیشتر به جنبه های شخصیت " سودابه" ی دوم پرداخته شده و تاحدی آن دیگری به کلی محو گشته است.

در اوستا نام و نشان و ردپایی از "سودابه" نیست, د رحالی که در متون پهلوی از جمله بندهش و در تمامی داستان های تاریخی که بعد از اسلام نوشته شده اند, او عامل اصلی شهادت ناجوانمردانه  سیاوش معرفی شده است.

 

جریره

"جریره" دختر ارشد پیران ویسه و همسر اول سیاوش است هنگامی که سیاوش به سرزمین توران پناهنده می شود . پیران برای رهایی او از تنهایی به وی پیشنهاد ازدواج می دهد.

برادر نداری نه خواهر نه زن

چو شاخ گلی درکنار چمن

یکی زن نگه کن سزاوار خویش

از ایران منه درد و تیمار پیش

 پس از مرگ کاووس ایران تراست

همان تاج و تخت دلیران تراست

پس از ا ین مقامات, پیران به معرفی دختر خود جریره می پردازد:

یکی دختری هست آراسته

چو ماه درخشنده با خواسته

نخواهد کسی را که آن رای نیست

به جز چهر شاهش دلارای نیست

سیاوش پس از شنیدن اوصا ف "جریره "به ازدواج با او رضایت می دهد:

گر او با شدم نازش جان و تن

نخواهم جز او کس ازین انجمن

 سپاسی تهی زین همی بر سرم

 که تا زنده ام حق آن نسپرم

پیران و همسرش" گلشهر" زمینه این ازدواج را فراهم می آورند و "جریره" را به خانه سیاوش می فرستند, و سیاوش با دیدن او از انتخاب خود خشنود می گردد.

دوران وصال "جریره" و سیاوش بسیار کوتاه است زیرا بلافاصله پس از این ازدواج , پیران زمینه ازدواج سیاوش با " فرنگیس" , دختر افراسیاب, را فراهم می کند. در ادامه  داستان دیگر از "جریره "خبری نیست تا آنجا که " فرود" به دنیا می آید. سیاوش به همراه همسرش "فرنگیس "  به جانب چین می رود تا سیاوش گرد را بنا کند که خبر به دنیا آمدن " فرود" را به او می رسانند. نقش "جریره "در زندگی سیاوش در همین جا به پایان می رسد و حضور بعدی او پس از مرگ سیاوش دیده می شود.

پس از مرگ سیاوش" جریره" داغدار و پریشان تنها به یک چیز می اندیشد و آن گرفتن انتقام خون سیاوش است. و فرزند  را به کین خواهی پدر ترغیب می کند:

جریره بدو گفت کای رزم ساز

بدین روز هرگز مبادت نیاز

برت را به خفتان رومی بپوش

برو دل پرازجوش و سر پرخروش

به پیش سپاه برادر برو

تو کین خواه نو باش و آن شاه نو

پس از آ نکه فرود, در نتیجه ی کج اندیشی های توس, با نیزه رهام کشته می شود, "جریره" نیز از شدت خشم  وناامیدی به زندگی خود پایان می دهد:

بیامد به بالین فرخ فرود

یکی دشنه با ا و چو آب کبود

دو رخ را به روی پسر بر نهاد

شکم بردرید و برش جان بدا د

" خودکشی "جریره " به مثابه نوعی اعتراض سهمگین به مناسبات موجود نظام اجتماعی و به تمامی گزندهای زندگی یک زن و تنهایی های بی امانش می تواند به حساب آید.

در واقع جریره قبل از اقدام به خودکشی هم به نوعی در فضای شاهنامه مرده است زیرا پدر, همسر, فرزند و حتی جامعه مرد محور اطرافش او را از دست داده اند. حضور او در زندگی سیاوش آن قدر فرعی و کوتاه است که در هیج منبعی جز شاهنامه ی فردوسی نیامده است.

 

فرنگیس

"فرنگیس" دختر افراسیاب است که پیران برای پیشبرد مقاصد سیاسی در توران, ازدواج با او را به سیاوش توصیه می کند . و در" گنگ دژ" با  سیاوش به زندگی می پردازد. او زیبایی , درایت و فرهنگ را باهم در خود جمع دارد و در جانبداری از نیکی و عدالت و وفاداری به شوهر و خانواده از زنان نمونه ی شاهنامه است. او پس از کشته شدن سیاوش , بدون ترس و استوار, پدر ستمگر خود را به باد انتقاد می گیرد و رفتار اهریمنانه ی او را محکوم می کند. شاه در صدد مجازات " فرنگیس " بر می آید و به گرسیوز دستور می دهد او را آنقدر بزنند تا فرزند به زمین بیفکند. اما با وساطت پیران از مجازات پدر نجات می یابد و کیخسرو به د نیا می آید و او را به چوپانی می سپارند . هنگامی که گیو پنهانی برای یافتن کیخسرو به توران می رود, " فرنگیس " نیز فرزند را در راه رسیدن به ایران همراهی می کند. رسالت "فرنگیس" دراینجا پایان می یابد و تنها هنگام ناپدید شدن کیخسرو در می یابیم ا و مرده است.

در میان تمامی زنانی که در این داستان هر یک گوشه ای از سرنوشت اند وهبار سیاوش را می سازند, "فرنگیس "جایگاه حسا س و ویژه ای دارد زیرا همسر خود را به سبب حیله ورزی عمو و بی خردی پدر ا ز دست می دهد در وا قع سیاوش قربانی حسد کسانی می شود که " فرنگیس" خویش آن هاست. نقش "فرنگیس " درزندگی سیاوش از نقش "جریره "مهم تر است زیرا کیخسرو را به عنوان نیروی از بین برنده ی پلیدی به دنیا می آورد .

گلشهر

"گلشهر "همسر خردمند و خردورز پیران ویسه است که همواره در پی اجرای دستورات همسر خوداست.

این زن نقشی بسیار منفعل در داستان دارد, اما کارهای که انجام می دهد در جهت پیشبرد مصالح سرزمینش است وفردوسی از او با احترام ویژه ای یاد می کند:

کجا بود کدبانوی پهلوان

ستوده زنی بود روشن روان

" گلشهر " همواره برای فراهم آوردن تدارکات همسر گزینی سیاوش تلاش می کند. اولین باری که وی د رمسیر زندگی سیاوش ظاهر می شود زمانی است که دختر خود" جریره "را برای همسری شاهزاده آماده می کند.

باز دیگر "گلشهر" , " فرنگیس" را برای رفتن نزد سیاوش آماده می کند او به نزد " فرنگیس" می رود و او را از انتخاب پیران آگاه می سازد:

زمین را ببوسید گلشهر و گفت

 که خورشید را گشت ناهید جفت

هم امشب بباید شدن نزد شاه

بیاراستن گاه او را به ماه

اما وظیفه ی" گلشهر" دراینجا به پایان نمی یابد, او باید تا آ نجا که اندیشه پیران برای برقراری آشتی و عدالت د رتکاپوست, از تلاش باز نایستد.

این بار پیران به او دستور می دهد " فرنگیس" را که باردار است و مورد خشم و غضب پدر قرار گرفته پنهان کند و از او مراقبت نماید:

چون آمد به ایوان به " گلشهر" گفت

که این خوب رخ را بباید نهفت

تو بر پیش این نامور زینهار

بباش و بدارش پرستاروار

او به مراقبت ازهمسرباردار سیاوش می پردازد تا اینکه پیران شبی در خواب سیاوش را می بیند که مژده ی به دنیا آمدن فرزندش کیخسرو را به او می دهد:

سپهبد بلرزید در خوا ب خوش

بجنبید "گلشهر" خورشید فش

 بدو گفت پیران برخیز و زو

خرامنده پیش " فرنگیس" شو

 همی رفت "گلشهر" تا پیش ماه

 

جدا گشته بو از بر ماه شاه

بیامد به شادی به پیران بگفت

که اینت به این آیین خور ماه جفت

از اینجا به بعد دیگر از " گلشهر" نشانی نمی بینیم , گویی وظیفه ی ا و در اجرای فرامین {مردانه} پیران به پایان رسیده ا ست.

 *********************************

روزشمار زنان

 

5 مرداد 1340 :

شمسی صدیقه دولت آبادی د رگذشت. وی از قعالین جنبش زنان در ایران, نویسنده و روزنامه نگار, در سال 1261 ش. به دنیا آمد. او در سال 1381" مکتبخانه ی شرعیات" را تأسیس کرد و" شرکت خواتین اصفهان" را نیز بنیاد گذاشت. صدیقه دولت آبادی در سال 1298  نیز امتیاز روزنامه ی " زبان زنان" را که از اولین مجلاتی بود که با نام زن به چاپ می رسید گرفت. او سال ها در اروپا به تحصیل پرداخت و در کنفرانس های جهانی متعددی شرکت کرد و مقالات بسیار ینیر در زمینه ی مسائل زنان دارد. دولت آبادی انجمن های دیگری را نیز ایجاد کرد و در جهت گسترش آگاهی به زنانخدمات بسیار یانجام داد. وی در سال 1340 در گذست.

 

10 مرداد 1331:

 کانون بانوان زردشتی به منزل دکتر مصدق رفتند و مراتب پشتیبانی جامعه  زرتشتیان را به اطلاع ایشان رساندند.

 

14 مرداد 1338:

 قمرالملوک وزریری بانوی اول آواز ایران در 54 سالگی در گذشت. وی در سال 1284 د رقزوین به دینا آمد. اولین زنی بود که در یک سالن عمومی کنسرت اجرا کرد . اولین کنسرتش را در سال 1303 د رگراند هتل اجرا کرد. قمر از نخستین هنرامندانی بود که برای بزرگداشت یک هنرمند از کار افتاده کنسرت داد نخستین صفحاتی که از قمر ضرط شد تصنیف " مارش جمهوری" از عارف بود که دولت بلافاصله آن را توقیق و جمع آوری کرد وی عمده ی عایدی اش را صرف مستمندان می کرد به طوری که دراواخر عمر هیچ چیز از خود نداشت او در اسفند 1330 در فیلم " مادر " بازی کرد.

 

14 مردا 1327:

هجری قمری همسر ذوالریاستین کرمانی در حالی که حامله بود در روزهای مبارزه برای مشروطه دوشادوش شوهرش مبارزه می کرد. وی در میان جمعیت بود که دردش می گیرد و وقتی او را به گوشه ای می برند, همان موقع دختری به دنیا می آورد که نامش را مشروطه می گذارند.

 

17 مرداد 1377 :

نخستین شماره  روزنامه زن به مدیر مسئولی فائزه هاشمی به چاپ رسید. این روزنامه اولین روزنامه ای است که به نام زن د رایران به چاپ رسیده است.

 


 
 
زنان سرشناس ایرانی
نویسنده : روجا - ساعت 8:59 بعد از ظهر روز 86/05/11
 

                                      

فاطمه مشهور به زرین تاج و ملقب به زکیه و طاهره در سال 1191(ش) به دنیا آمد . وی زنی عالم , سخنور و شاعر بود و آثار قلمی متعددی از وی به جای مانده . وی دفتری شامل 475 شعر دارد . او در سال 1276 به دستور ناصرالدین شاه به قتل رسید .

 

بدر الملوک بامداد : نخستین شاگرد اول دارالمعلمات بود و او در سال 1297 وارد دارالمعلومات شد سپس در آنجا مشغول تدریس شد و در سال 1304 معاونت آنجا را برعهده گرفت و ازسال 1300 در روزنامه ها و مجلات مقاله می نوشت و در سال 1314 که ورود زنان به دانشگاه آزاد شد جز 10 دانشجوی زن بود که اولین بار وارد دانشسرای عالی شدند و در سال 1325 ریاست دانشسرای دختران عهده دار شد .

اولین زن شاعر و ادیب ایران و از مشوقین آموزش و پرورش درعهد خود به شمار می رفت. " آتوسا " مادر خشایار شاه

اولین زن جراح ایرانی که دبود.رسال 1307 ش. در رشته ی جراحی سرطان شناسی تخصص گرفت و درهمان سال موفق به اجازه نامه ی اشتغا ل شد " دکتر سکینه پری" بود.

اولین زن بخشدار در حومه کرج در فروردین ماه 1343 " مهین زندی" بود.

اولین زنی که به مقام استادی دانشکده ی طب رسید " ایران اعلم " بودکه در سال 1321 ش. بعد از اتمام تحصیل به سمت استادی برگزیده شد.

از اولین زنانی که اسلام آورد " آزاد " بود وی چندی نیز فرمانروای کشور یمن شد و به واسطه  نام آزاد عده ای از مردم یمن را " بنوالاحرار" یعنی آزادگان می نامند.

اولین زنی که در دستگاه های اجرایی دولتی سمت رسمی مدیر کلی داشته " عفت الملوک نحوی" است.  وی د رسال  1299 به دنیا آمد و د رسال 1343 به عنوان مدیر کل اداری و تشکیلات وزارت آب و برق منصوب شد.

 

اولین زن مدیر دولتی شرکت های دولتی درایران بعد از انقلاب " مینو سلیمی" بود که د رسا ل 1366 رئیس هیئت مدیره ی شرکت سینا دارو شد. وی نماینده ی دعاوی دولت درمراجع بین المللی از جمله دیوان لاهه بود.

 

اولین زنی که در ایران به سلطنت رسید " پوراند خت " دختر خسروپرویز بود.

 

اولین دختری که در سال 1342 وارد دانشکده ی الهیات شد " بدری گلباسی " بود  وی در سا ل 1319 به دنیا آمد.

 

اولین دختر ایرانی و غیر نظامی که پرش سقوط آزاد کرد و گواهینامه ی چتر بازی گرفت."   معصومه مقدم" بود.

 

اولین ملکه ایران که به اروپا مسافرت کرد" انیس الدوله" زن ناصرالدین شاه بود . انیس الدوله را مخفیانه به اروپا بردند اما خبر آ ن در تهران فاش شد و مخالفت های متعصبین سرانجام باعث برگرداندن او شد.

 

اولین زن مخترع ایرانی " حمیرا هوشمند "  برای ا ولین بار مولاژ استخوان را اختراع کرد. وی در سال 1366 درسن 21 سالگی این اختراع را به ثبت رساند.

اولین زن ایرانی که نامش به  عنوان زن عکاس ایرانی به ثبت رسد" اشرف السطنه " است که عکاسی را از شاهزاده مهد میرزا آموخت.

 

 اولین خوا ننده متروسوپرانو اپرای تهران در تالار رودکی  " باغچه بان" بود که درسال 1329 فارغ التحصیل شد.

اولین مدرسه دخترانه درشهر کاشان را "عفت نراقی " 1د رسال 307 تأسیس کرد.

 

اولین زن ایرانی که مؤسس داروخانه ی شبانه روزی شد " لیلا نوربخش " بود وی درسال 1303 متولد و درسال 1323 از دانشگاه تهران در رشته ی دارو سازی فارغ التحصیل شد.

اولین زن تهرانی" خورشید خانم" که درترقی تولیدات ملی به رقابت با کالای فرنگی پرداخت. توانست نمونه ای از زردوزی لباس های صاحب منصبان نظامی را دوخته و امیر کبیر دستور داد که به تولید آن تا 5 سال بدون هیچ رقیبی بپردازد تا از نمونه های خارجی آن که تا قبل از آن از اتریش و عثمانی وارد می شد بی نیاز شوند.

 

اولین زنی که د رسال 1319 به عنوان کارمند پا به مجلس شورای ملی گذاشت " فخری راستکار" بود . تا قبل از آن پای هیچ زنی به مجلس باز نشده بود. وی به عنوان کارشناس فنی کتابداری در 1325 کارمند رسمی مجلس شد.

 

تنها زن خلبان که گواهینامه ی خلبانی بازرگانی را دریافت کرد. " شهلا ده بزرگی " است . اکنون به عنوان تنها زن خلبان در ایران سرپرست اداره آموزش یکنواختی و مسئول عملیاتی آموزشگاه خلبانی گلایدر است.

 

اولین دخترهای چترباز ایرانی درنیمه ی دوم سا ل 1344 از ارتفاع 1200 پایی واقع درجنوب تهران با چتر نجات به زمین فرود آمدند این چهار نفر از فارغ التحصیلان دوره اول آموزشگاه غیر نظامی چتر بازی باشگاه هواپیمایی کشور بودند که عبارتند از: مهرانگیز زه نام , بهجت امامعلی زاده , مسیح مقدم , فریده خمسه ای.

 

اولین مدرسه را در پارس " ماندانا" مادر کوروش بوجود آورد. که درآن پسرها درس زندگی , تیراندازی و سواری و فنون یاد می گرفتند.

 

اولین زن معمار ایرانی " نکتار پابازیان آندروف" است . وی اولین دختری بود که در ایران دیپلم ریاضی گرفت و شاگرد اول رشته خود شد.

 

اولین زنی که در شیراز مدرسه ای تأسیس کرد " بانو ناموس" بود که د رسال 1305 مدرسه ی " ناموس" را تأ سیس کرد در ا بتدای کاربرسرش آ تش و خاکستر ریختند . وی درسال 1315 در گذشت.

 

اولین دبیر ادبیات فارسی در ایران " اخترالملوک معدل" دراولین دبیرستان دخترانه بود. وی در سال 1305 از مدرسه ی " ناموس " فارغ التحصیل شد و درهمان جا به تدریس ا دبیات پرداخت.

 

اولین زن ایرانی که به عنوان تکنسین کامپیوتر در سال 1341 مشغول به کارش " دکتر مهندس پروین دارابی" که در25 شهریور 1320 به دنیا آمد.

 

اولین فارغ التحصیل زن دکترای تربیت بدنی درایران " توراند خت امینیان رضوی" است که در سال 1332 بدنیا آمد و دکترای خود را در بهمن ماه 1374 دریافت کرد.

 

اولین زنی که به مقام اجتهاد رسید " فاطمه" مؤلف " تحفة الفقها" بود که معروف به " فاطمة الفقیه " است او درروزگار محمد سمرقندی می زیست.

 

اولین زن ایرانی که د رسال 1316 د ررشته ریاضی" بتول همایون احتشامی" و اولین زن ایرانی که در درشته ی دارو سازی د رسال 1317 " قدسی آفاق"  فارغ التحصیل شدند .

 

 اولین زن سفیر ایرانی " مهرانگیز دولتشاهی" در سال 1348 ش. به دنیا آمد.

 

اولین فارغ التحصیلان رشته ی طبیعی " مهرانگیز ا فضل" و " ضیاء جاوید " د رسال 1319 بودند.

 

" فروغ آذرخشی" در سال 1283 در مشهد متولد شد. او در خانه ی شخصی خود اولین مدرسه ی دخترانه را در مشهد به نام مدرسه ی " فروغ " تأ سیس کرد و بسیاری ا و را لعن و تکفیر کردند روزی شایع شد که می خواهند مدرسه را به آ تش بکشند, آذرخشی با چندین از دوستا نش به پاسداری از مدرسه پرداخت  که ا ین کار دو سال به طول انجامید. مخالفین مدرسه آذرخشی را به مذاکره دعوت کردند اما او پیشنهاد آنان را نپذیرفت و به مبارزه ادامه داد تا بالاخره بعد از 8 سال اولین دبیرستان دخترانه را نیز در مشهد تأسیس کرد. آذرخشی در15 آذرماه 1342 در گذشت.

 

اولین زن از موسیسن دبیرستان زرتشتیان " بهزادیان " بود . وی از سن دوازده سالگی با موسسه زرتشتیان همکاری می کرد و در حین انجام خدمت درس هم می خواند

 

اولین سفرنامه ی زنان توسط " زوجة میرزاخلیل" د رسال 1104 ق. به نظم کشیده شده است. ایشان سفرنامه ی منظوم خود را از اصفهان به مکه و شام را به صورت مثنوی د ریک هزار و سیصد بین شعر سروده است.

 

اولین بار درسال 1337 خانم ها " ماری تیپ" مینا فتحی" " روحی پند نواز" د رمسابقات جهانی ورزش والیبال شرکت کردند.

 

"راضیه شعبانی" نخستین زندانی سیاسی زن درتاریخ معاصر ایران است وی د ر30 اردیبهشت 1304 درتبریز متولد شد.

 

" منیره گرجی " اولین زنی بود که بعد از انقلاب توانست به مجلس خبرگان راه پیدا کند.

 

اولین زن هوا شناس در ایران " ژینوس نعمت" بود که برای نخستین بار د رتاریخ هوا شناسی به ریاست اداره ی تحقیقات و بررسی های آ ن شبکه برگزیده شد. او از اولین دخترانی بود که در رشته ریاضی نام نویسی کرد.

 

از اولین زنانی که به حفاری و باستانشناسی پرداخت " پروین برزین " بود که د رسال 1336 در رشته ی باستانشناسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد وتحصیلات خود را د رآمریکا ادامه داد.

 

اولین زن فارغ التحصیل در رشته راه و ساختمان " مینا آواگانیان " بود.

 

اولین بازرس مدارس دخترانه درشهر سمنان " شمس الحیاء منصوری" بود . منصوری ا ز مدافعان حقوق زنان و فرزند یکی از آزادی خواهان فارس بود.

 

برای کامل شدن این گنجینه به یاری شما دوستان نیاز است لطفأ اگر در مورد "اولینها در زنان ایرانی " اطلاعاتی دردست دارید لیست ما را کامل کنید.

 

1 مرداد 1310 ش :

 مجله ی " دختران ایران" به مدیریت زندخت شیرازی به چاپ رسید.

 

1 مرداد :

زندخت شیرازی در شیراز به دنیا آمد. او از نوادگاه کریم خان زند بود. د ر18 سالگی مجمع انقلاب نسوان را در سال 1306 شمسی د رشیراز بنیاد نهاد. این مجمع با جسارت بسیار در راه آزادی زنان مبارزه می کرد. از این رو به وسیله ی حکوم وقت منحل شد. بنابراین زندخت مجله ی دختران ایران را با این هدف که " آرزوی دختران ایران بیداری زنان ایران است" منتشر می کرد. زندخت نویسنده و شاعری توانا بود او در42 سالگی د رتهران در گذشت. نمونه ای از شعر او:

         بر ما نبود این همه بیداد روا

         زن را چه گنه بود به درگاه خدا

         زن مظهر مهربان و پاک دانی است

        اینش نبود قسم به انصاف, سزا

 

 1 مرداد 1355 :

اولین کنگره ی بین المللی زنان معمار در تهران تابستان 1355 به مدت چهار روز برگزار شد در این کنگره بیش از 150 نفر ازمعماران زن شرکت داشتند.

 

1 مرداد 1326 :

صغرا آزرمی نخستین پزشک زن آسیب شنا س در کرمانشاه متولد شد و در سال 1326 دوره ی دانشکده ی پزشکی را به اتمام رساند.

 

2 مرداد 1285 :

بدری تندری (فانی)  متولد شد. وی بیش از دو هزار بیت شعر دارد و کتابی به نام " مقام زن در جهان " را منتشر کرده است. وی لیسانس ادبیات و زبان فرانسه و عربی بود.

 

3مرداد  1325 :

 حاجی قاسم اردبیلی, بازرگانی توانگر که محتکری بدنام بود وقتی در تلگراف خانه دست بلند کرد تا سیلی به زنی بزند جمعیت ریختند وکتکش زدند. اما بعد از آن که مأموران او را پنهان کردند. زنان هجوم بردند و او را پیدا کردند و درمیدان توپخانه به دار آویختند
 
 
گفتی می آیی
نویسنده : روجا - ساعت 2:17 بعد از ظهر روز 86/05/09
 

گفتی که می‌آیی و برایم بال خواهی آورد
تا بر تمام دریاها پرواز کنم
و برای همه‌ی گنجشک‌های گرسنه دانه بیاورم.
گفتی که می‌آیی و برای چشمه‌ی پایین دره
بوته‌های گل ‌سرخ می‌آوری تا بیهوده هرز نرود.
گفتی که می‌آیی
و هرگز سایه‌ی تو را در آستانه‌ی در ندیدیم
هنگامی که تیغ خورشید
شکوفه‌های باغ‌ را مثله می‌کرد.
تو که نیامدی
من تمام دریاها را گریه کردم
و همه‌ی گنجشک‌کان گرسنه را نان شدم.
نگران آمدنت نباش
که چشمه‌ی پایان دره هرز نمی‌رود
خشک شده است دیگر
[مثل گلوی من
مثل گریه‌هایم.]
و باغ‌ها،هرگز
آفتاب را، به سایه‌ها نمی‌بخشند.

 

 


 
 
اعتیاد
نویسنده : روجا - ساعت 11:55 بعد از ظهر روز 86/05/06
 
 
عکسهایی از زنان معتاد  
 
TinyPic image
 
 
TinyPic image
 
 
TinyPic image
 
 
TinyPic image
 
 
TinyPic image
 
 
 
TinyPic image
 
 
TinyPic image
 
 
 
TinyPic image
 
 
TinyPic image
 
 
TinyPic image
 
 
TinyPic image
 
 
 
TinyPic image
 

 
 
روشنی
نویسنده : روجا - ساعت 12:9 بعد از ظهر روز 86/05/05
 

ابري نيست
بادي نيست
مي نشينم لب حوض
گردش ماهي ها
روشني
من
گل
آب ....
پاكي خوشه زيست
مادرم ريحان مي چيند
نان و ريحان و پنير
آسماني بي ابر
اطلسي هايي تر
رستگاري نزديك
لاي گل هاي حياط
نور در كاسه مس، چه نوازش ها مي ريزد
نردبان از سر ديوار بلند، صبح را روي زمين مي آرد
پشت لبخندي پنهان هر چيز
روزني دارد ديوار زمان
كه از آن، چهره من پيداست
چيزهايي هست، كه نمي دانم
مي دانم، سبزه اي را بكنم خواهم مرد
مي روم بالا تا اوج
من پرواز بال و پرم
راه مي بينم در ظلمت
من پراز فانوسم
من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت
پرم از راه
از پل
از رود
از موج
پرم از سايه برگي در آب


***
چه درونم تنهاست

 

 

Dad, your guiding hand on my shoulder will remain with me forever.

پدر ....دستان هدایتگر تو بر روی شانه های من تا ابد با من خواهد بود


 
 
چهره زن در شعر فارسی
نویسنده : روجا - ساعت 1:29 قبل از ظهر روز 86/05/01
 

ا

 

ین مقاله را در مجله " فصل زن" نوشته شده توسط بنفشه حجازی خواندم به نظرم جالب اومد .

چهره زن درشعر فارسی

قبل از پرداختن به نمونه های شعری به ترتیب تاریخ , ببینیم اساسأ از دید شاعران مرد, زن چیست؟ اولین و آسان ترین پاسخ این است که زن موجودی ا ست که " مرد " نیست و البته با این پاسخ , تمام سختی ها و دشواری های زنان می شود آغاز:

زن ار چه دلیرست و با زور دست             همان نیم مرد است هر چون که هست

                                                                                                 اسدی

سمن نازک و خار محکم بود                     که مردانگی د ر زنان کم بود

                                                                                                    نظامی

 علت این همه زن ستیزی روشن نیست:

زبن با زنان د رستیزه بکوش                         وزیشان نهان خویشتن دارگوش

                                                                                                    اسدی

زن از پهلوی چپ  گویند برخاست                   نیاید هرگز از چپ را ستی راست

                                                                                                      نظامی

زن از پهلوی چپ شد آفریده                          تن از چپ را ستی هرگز ندیده

                                                                                                 جامی

زنان د رآفرینش ناتمامند                               ازیرا خویش کام و زشت نامند

                                                              ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی

 

فردوسی

از زبان رستم به کاووس د رباره سودابه:

کسی کاو بود مهتر انجمن                کفن بهتر او را زفرمان زن

سیاوش زگفتار زن شد به باد            خجسته زنی کاو زمادر نزاد

 

گفته شاه یمن د رهنگام خواستگاری فریدون از دخترانش برای سلم  تور و ایرج:

بد از من که هرگز مبادم میان                     که ماده شد از تخم نره کیان

به اختر کس آن دان که دخترش نیست          چو دختر بود روشن اخترش نیست

 

گفته مهراب شاه به وقت  فهمیدن دلبستگی زال و رودابه:

مرا گفت چون دختر آمد پدید              ببا یستش اندر زمان سر برید

نکشتم بگشتم زراه نیا                    کنون ساخت بر من چنین کیمیا

 

گفته آسیاب به هنگام آشکار شدن عاشقی منیژه:

کرا دختر آید به جای پسر                  به از گور داماد ناید به در

 

البته درشاهنامه ابیات مثبت راجع به زنان هم وجود دارد:

چو فرزند باشد به آ یین و فر          گرامی به دل بر چه ماده چه نر

یا :

هم از زن بود دین یزدان به پای                 یلان را به نیکی بو د رهنمای

 

انعکاس و تکرار گفته ی شاهنامه را در شعر اسدی طوسی پی می گیریم:

 

چه نکو گفت آن بزرگ استاد          که وی افکند شعر را بنیا د

آنکه را دختر است جای پسر         گرچه شاهست, هست بد اختر

چنین گفت دانا که دختر مباد          چو بادش بجز خاک افسر مباد

زن واژدها هردو درخاک به         وزین هردو روی زمین پاک به

 

ناصر خسرو

به گفتار زنان هرگز مکن کار       زنان را تاتوانی مرده انگار

زنان چون ناقصان عقل و دینند      چرا مردان ره آنان گزینند

منه بر جان خود بارزرو زن         قدم بر تارک این هردو برزن

 

خاقانی

مرا چه نقصان کز جفت من نزاد اکنون        به چشم زخم هزاران پسر یکی دختر

که دختری که از این سان برادران دارد     عروس دهر خوانندش و بانوی کشور

اگرچه بمیرد باشد بهشت را بانو               وگر بماند زیبد مسیح را خواهر

اگر چه هست بدین سان خداش مرگ دهاد     که گو ر بهتر داماد ومرگ به اختر

مرا ز زادن دختر چه خرمی باشد            که کاش مادر من هم نزادی از مادر

 

نظامی

در لیلی و مجنون رسیدن خبر ازدواج لیلی به مجنون

زن گرنه یکی هزار باشد               در عهد کم استوار باشد

چون نقش وفا و عهد بستند              بر نام زنان قلم شکستند

زن دوست بود ولی زمانی              تا جز تو نیافت مهربانی

چون دربر د یگری نشیند              خواهد که ترا دگر نبیند

زن میل ز مرد بیش دارد                لیکن سر کار خویش دارد

زن راست نبازد آنچه بازد               جز زرق نسازد آنچه سازد

بسیار جفای زن کشیدند                  درهیچ زنی وفا ندیدند

مردی که کند زن آزمایی                زن بهتر از او به بی وفایی

زن چیست نشانه گاه نیرنگ              در ظاهر صلح و د رنهان جنگ

 

شاعر درمثنوی خسرو و شیرین – شفاعت کردن خسرو پیش مریم از شیرین – از زبان مریم می گوید

زنان مانند ریحان سفالند               درون سو خبث و بیرون سو جمالند

نشاید یافتن درهیچ برزن              وفا دراسب و درشمشیر و در زن

 

سعدی

این مثنوی, شاعرانه ترین مدرک اعمال خشونت برزنان می تواند باشد.

زن خوب فرما نبر پارسا                     کند مرد درویش را پادشا

برو پنج نوبت بزن بر درت                 چو یاری موافق بود در برت

چو مستور باشد زن و خوبروی            به دیدار او در بهشت شوی

در خرمی بر سرایی ببند                     که با نگ زن از وی برآید بلند

چو زن را بازار گیرد بزن                   وگرنه تو د رخانه بنشین چوزن

اگر زن ندارد سوی مرد گوش             سرا ویل کحلیش در مرد  پوش

زبیگا نگان چشم زن دورباد                چو بیرون شد از خانه د رگور باد

زن خوب خوش طبع رنجست و بار       رها کن زن زشت و ناسازگار

چه نغز آمد این یک سخن زان دو تن       که بودند سرگشته از دست زن

یکی گفت کس را زن بد مباد                  دگر گفت زن د رجهان خود مباد

زن نو کن ای دوست هرنو بهار             که تقویم پاری نیاید به کار 

                                                                       کلیات, بوستان باب 7, ص 453

 

شیخ محمود شبستری

زنان چون ناقصان عقل و د ینند             چرا مردان ره ایشان گزینند

 

جامی درسلامان و ابسال

چاره نبود اهل شهوت را ززن               صحبت زن هست  بیخ عمر کن

زن چه باشد ناقصی د رعقل و دین         هیچ نا قص نیست در عالم چنین

 

صائب

 قید عیال پست کند رای مرد را                گهواره تخته بند کند پای مرد را

پهلو ز زن بدزد که این رخنه فساد                         در خون گرم غوطه دهد جای مرد را

بار شریعت است که چنبر کند چو چرخ       د ریک دو هفته قامت رعنای مرد را

مهر زنان که رشته پای تجرد است              سوزن به زیر پا شکند رای مرد را

د رعشق زن مپیچ که معجر کند به فرق       ای کار زشت هم والای مرد را

صائب جریده با ش که اندیشه عیال             سازد عقیم طبع گهر زای مرد را

 

سعدی درگلستان درص 80 همین مضمون را دارد:

ای گرفتار و پای بند عیال                 دیگر آسودگی مبند خیال

غم فرزند و جامه و قوت                   بازت آرد زسیر در ملکوت

 

باباافضل (اواخر قرن 6 و اوایل قرن 7)

گر عمر عزیز خوارخواهی, زن کن              دردیده اگر غبار خواهی زن کن

ماننده اشتران بختی شب و روز                    دربین اگر مهار خواهی زن کن

 

و دردوره ی معاصر حبیب یغمایی این مفهوم را وا ضح تر بیان می کند:

ای که در دفع تجرد می کنی زن اختیار       فاش گویم دفع فاسد به افسد می کنی

 

در تشبیه کردن زنان به حیوانات هیچ شاعری به پای امام محمد غزالی نمی رسد ولی تشبیه تفضیل بابا افضل نیز خواندنی است:

فرزند به سی سال هم آواز نشد                 زن هم به چهل سال دمی ساز نشد

روزی به سگی گرسنه نانی دادم               آن سگ به دو صد سال زمن باز نشد

 

و از دوره معاصر: نسیم شمال د رشعری که 5 روز پیش از کودتای محمد علیشاه سروده :

دردا و حسرتا که فزون شد جنون ما             ای مستبد مگو سخن از چند و چون ما

قاضی به روشوه ای شده راضی به خون ما      این ماده بز به حق خدا نر نمی شود

                       دندان مار دسته خنجر نمی شود

 

عبدی بیک

نهان درزیر چادرقد زن به              که یعنی قامت زن درکفن به

اگر زن پاک بودی درجبلت              شدی زن هم سزاوار نبوت

 

دکتر مهدی حمیدی شیرازی  درکتاب " اشک معشوق"

اگر چنگ درکام اژدر کنی       وگر چشم بر نوک خنجر کنی

بگیری اگرطعمه ازپیش ببر      به شیر ژیان پنجه اندر کنی

بریزی زخوناب دل ساغری       لب خود ز خوناب دل ترکنی

همه روزه درعشق چون آتشی    بسوزی و کار سمندر کنی

به افسون سیم و زر ناکسان        خیانت به خلق و به کشور کنی

به سیلی کنی چهرخواهرکبود        گذر برمزار برادر کنی

چو شیرویه پهلو دری از پدر        ویا تف به رخسارمادر کنی

کنی هرچه گفتیم دشواروسخت      وزاین ها اگر هست بدتر کنی

از آن به که نامی زدختر بری       ویا عشق از این دیو باور کنی

 

شعر "خلقت زن "  از رهی معیری

کیم من, دردمندی, ناتوانی                   اسیری , خسته ای, افسرده جانی         

درین محفل چومن حسرت کشی نیست    به سوز سینه من, آتشی نیست

الهی درکمند زن نیفتی                       وگر افتی , به روز من بیفتی

میان بر بسته چون خونحواره دشمن        دلا زاری به آزار دل من

دلم از خوی او دمساز درداست              زن بدخو بلای جان مرد است

زنان چون آتشند از تند خویی                 زن وآ تش  , زیک جنسند گویی

نه تنها نامراد آن دل شکن باد                که نفرین خدا بر هر چه زن باد

نباشد درمقام حیله و فن                       کم از ناپارسا زن, پارسا زن

زنان در مکر و حیلت گونه گونند          زیانند و فریبند و فسونند

چو زن یار کسان شد مارازوبه            چو تردامن بود گل خارازاو به

وفاداری مجوی از زن که بیجاست       کزین بربط  نخیزد نغمه راست

پس از ابیاتی که زن را به همه چیز تشبیه می کند, ادامه می دهد:

چه بودی , گر سراپا گوش بودی          چو گل با صد زبان خاموش بودی

چنین خواندم زمانی درکتابی               ز گفتار حکیم نکته یابی:

دو نوبت مرد عشرت ساز گردد         در دولت به رویش بازگردد

یکی آ ن شب که با گوهر فشانی           رباید مهر از گنجی که دانی

دگر روزی که گنجورهوس کیش         به خاک اندر نهد گنجینه خویش

 

به نظرنمی رسد که شاعران فرهنگ ساز ایران آن گونه که رسالت هر اندیشمندی است توانسته باشند از دایره ی این گفته ی خردمندانه, سالم بیرون آمده باشند.

 

زنان سرشناس ایرانی

ملکه ایران دختر ناصرالدین شاه از زنان برجسته و آزادیخواه درانقلاب مشروطیت بود. شوهر وی ظهیرالدوله رئیس انجمن اخوت بود که ملکه ایران درجلساتی که دراین انجمن برگزار می شد حضور داشت و سخنرانی می کرد. او شعرهای اجتماعی و میهن پرستانه نیز می سرود.

 

مریم عمید(مزین السلطنه ) دردوران مشروطیت درتهران انجمنی به نام شکوفه تأسیس کرد که هدف آ ن : ا- ترویج مصرف اشیاء ساخت ایران . 2- ترقی صنایع هنری دخترا ن وشاگردان مدارس . 3- کسب تربیت و علم و هنربرای زنان ) بود . این انجمن توانست درعرض پنج هفته حدد 5000 زن عضو را به عضویت خود درآورد. ارگان این انجمن مجله شکوفه بود که درسال 1292 شمسی  به صاحب امتیازی مریم عمید به چاپ رسید. مریم عمید دو مدرسه ی دخترانه را نیز تأسیس کرد که یک از آنها را در سال 1330 قمری به نام مدرسه ی مزینیه بنیاد نهادو محل مدرسه و دفتر نشریه ی شعبه " دارالمعلم و صنا یع مزینیه"را بنا نهاد.

 

شهناز رشدیه( آزاد مراغه ای) دختر حاج میرزا حسن رشدیه د رسال  1275 متولد شد و در سال 1299 شمسی " نامه ی بانوان " را د رتهران منتشر کرد. شعار مجله د ربالای اسم آن " زنان نخستین آموزگار مردانند" بود. شهنازهدف ازانتشار این روزنامه را " بیداری و رستگاری زنان بیچاره و ستمکش ایرا ن" عنوان کرده بود. او به واسطه ی چاپ  مقالاتش دچار مشکلات زیادی از جمله حبس و زندان شد. شهناز آزاد سال ها کودکستان شهناز و دبستان ستاره را د رخیابان فرانسه تأ سیس و اداره می کرد از فعالیتهای دیگر او تأسیس مدرسه ی شبانه روزی بود شهناز رشدیه د رسال 1340 درگذشت.

 

مهر تاج رخشان( بدرالدجی) د رسال 1268 شمسی درتهران متولد شد وی مدرسه "ام لمدارس" را اداره می کرد. مهر تاج سخنرانی ها ومقالات بسیار درمورد آزادی زنان به نگارش درآورد. او در زمان مدیریت مدرسه روپوشی وصل شده به کلاه به جای چادربرای دختران دا نش آموز طراحی کرد که برخی سنتی ها با آن مخالفت کردند. پس از بسته شدن مدرسه به سمت دبیری در مدارس گلپایگان , مشهد, شاهرود وملایرمشغول به کار شد. ا و به زبان های انگلیسی , فرانسه و عربی آشنایی کامل داشت و بیش ازهزار بیت شعرسروده است.

 

 


 
 
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات