در سرزمین من زن بودن جنایت است .
خانه پدر دارد .خانه مادر دارد . خانه پر از امنیت است . خانه پر از مهربانی است . خانه پر از عشق است . آری این خانه یک ایرانیست که مادر مادر است و پدر پدر .
اما کجای تاریخ لغزیدیم که مردانمان فهمیدن خانه دو مادر می خواهد ؟
زن ایرانی همیشه نشان داده است که قوی و مبارز است . با اعتماد به نفس جایزه نوبل را می برد در مسابقات ورزشی می درخشد . به فضا می رود ....
در مزارع کشاورزی همپای مردش زحمت می کشد . وقتی مرد ایرانی در حال نگهداری کشور است او خانه را در امنیت نگاه می دارد . درس می خواند و چرخ های کشورش را می چرخاند .نشان می دهد می تواند فکر کند ، می تواند حرکت کند ، می تواند برای بودن تلاش کن د . وقتی همسرش نیست پایبند و وفادار می ماند . اگر مرد ایرانی این اعتماد را نداشت می توانست در زندانهای دشمن سالها دوام بیاورد و به امید یک خانه پر از عشق همه چیز را تحمل کند ؟ ...
کسی نشنیده زن ایرانی گفته باشد نمی توانم ، نمی شود ، توانایی ندارم ...
پس کجا زن ایرانی لغزید ؟ کجا نشان داد ضعیف است ؟ کجا نشان داد نمی تواند ؟ کجا نشان داد که نمی تواند مادر باشد ؟ نمی تواند زن باشد ؟
هوا و هوس از کی بر خانه ایرانی سایه افکند که فقط جسم زن مهم شد ؟ پس روح او چه می شود ؟ روح پاک و نجیب اوست که خانه را روشن نگاه می دارد . کودکان پاک و آزاد تربیت می کند که می تواند آزاد بیاندیشند . برای آزادی تلاش کنند . روح اوست که خانه را امن و پاک نگاه می دارد .
بر مرد ایرانی چه آمده است ؟ مگر مرد ایرانی همان نبود که غیرت را در یک کمان گذاشت و آرش کمانگیر شد ؟ مگر مرد ایرانی همان فرهادی نیست که با نیروی عشق کوه را می شکافد ؟ مگر مرد ایرانی همان نیست که در غم یک عشق مجنون می شود ؟ ...
پس از کی آموخت که باید عشق را کشت ؟ از کی آموخت که زن فقط یک جسم است برای او ؟
از کی مرد ایرانی فهمید مهم نیست زن به چه می اندیشد . مهم نیست چکونه می اندیشد . مهم نیست چه می کند ؟ مهم نیست هست یا نیست ؟ فقط مهم است که هست . پس هرچه بیشتر بهتر .
چه توهینی از این بالاتر به مرد ایرانی . که فقط هوی و هوس برایش مهم است . و زن فقط برای اینکه سایه ای بر بالای سر داشته باشد با او زندگی می کند . پس زن ایرانی هم برایش مهم نیست با که زندگی می کند . او به چه می اندیشد ؟ او چه می کند ؟ او چه کسی است ؟
نه مهم نیست ...
مهم این است که کسی هست که تامینش می کند . همین .
پس وای بر ما ...
از این پس کدام مرد می تواند به راحتی با میدانهای جنگ برود و خانه بزرگ خود را حفظ کند وقتی خانه کوچکش در حال ویرانی است ؟
کدام کودک احساس امنیت خواهد کرد وقتی همه چیز در بی اعتمادی بنا شده ؟
کدام کودک مزه فداکاری را می چشد وقتی همه چیز وظیفه باشد ؟ وظیفه پدر تامین خانه است همین و وظیفه مادر ....
وای بر پدر و مادرهای فردا و وای بر ایران فردا .
چه بر سر ایران و ایرانی آمده که دغدغه مرد ایرانی اجازه همسر برای ازدواج دوم شده است ؟
این بی حرمتی نه تنها به زن بلکه به مرد و خانواده است .
کاش می شد به یاد بیاوریم با عشق است که می توانیم همه چیز را بسازیم . کاش بیاوریم که ما با فداکاری ها و از خود گذشتگی های پدر و مادرها بزرگ شدیم . کاش بیاد بیاوریم عشق را نمی توان تقسیم کرد . کاش بیاد بیاوریم یک زن در خانه تنها زن نیست . مادر است . دوست است . امنیت است . عشق است و وای به روزی که همه حرمتها شکسته شود .
نگذاریم ابهت مادر ایرانی و پدر ایرانی و خانواده ایرانی شکسته شود .
نگذاریم ایرانی بودن بمیرد .
ما فرزندان همان آرش کمانگیر ، فرهاد ، رستم ، مجنون .و ... هستیم . ریشه های ما در خاکی پر از امنیت و عشق قرار دارد و
ما ایرانی هستیم .
آری در سرزمین من زن بودن جنایت است ...
